یکی از مهمترین بخشهای موفقیت در کنکور رشته زبان انگلیسی، یادگیری سخت ترین کلمات کنکور است. بسیاری از داوطلبان تصور میکنند اگر معنی کلمات کتابهای درسی را بدانند، برای بخش Vocabulary کافی است؛ اما سوالات کنکور نشان میدهند که دامنه واژگان مورد نیاز بسیار گستردهتر است.
در آزمون زبان انگلیسی، ممکن است با کلماتی روبهرو شوید که نه در کتاب درسی و نه در فهرستهای معمول واژگان دیدهاید. در چنین شرایطی، شناختن معنی، کاربرد و ترکیبهای رایج کلمه در جمله اهمیت زیادی پیدا میکند.
در این مقاله، تعدادی از دشوارترین و مهمترین واژههای موجود در آزمون زبان انگلیسی را استخراج کردهایم و برای هر کلمه ترجمه فارسی، مثال انگلیسی و ترجمه مثال آوردهایم تا بتوانید آنها را عمیقتر یاد بگیرید.
این واژهها مستقیماً از بخشهای Vocabulary، Cloze Test و Reading آزمون ها استخراج شدهاند. بنابراین مطالعه آنها فقط برای حفظ کردن چند لغت نیست؛ بلکه تمرینی برای آشنایی با سطح واقعی واژگان کنکور است.
✅ سخت ترین کلمات کنکور زبان😍
1. Competence
معنی: شایستگی، صلاحیت، توانایی
این کلمه در سوال 23 آزمون آمده است و عبارت beyond their competence یعنی «فراتر از صلاحیت و توانایی آنها».
Example:
This task is beyond my competence.
ترجمه:
این کار فراتر از توانایی و صلاحیت من است.
ترکیب مهم:
professional competence = شایستگی حرفهای
2. Sheer
معنی: محض، صرف، بسیار زیاد، کامل
در عبارت by sheer accident، منظور «کاملاً بر اثر تصادف» یا «صرفاً بر حسب اتفاق» است.
Example:
We succeeded through sheer determination.
ترجمه:
ما صرفاً به کمک عزم و اراده زیاد موفق شدیم.
نکته کنکوری:
sheer luck = صرفاً شانس
sheer determination = اراده محض و بسیار زیاد
sheer accident = صرفاً اتفاق
3. Confide
معنی: در میان گذاشتن، راز خود را گفتن، محرمانه بیان کردن
در آزمون، عبارت:
confide something to someone
به معنای «موضوعی را محرمانه با کسی در میان گذاشتن» است.
Example:
She confided her secret to her best friend.
ترجمه:
او راز خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.
نکته:
confide in someone نیز بسیار مهم است:
He confided in his teacher.
یعنی:
او با معلمش درد دل کرد / موضوع محرمانهای را با معلمش در میان گذاشت.
4. Grunt
معنی: خرخر کردن، صدای کوتاه و نامفهوم از خود درآوردن
در متن آزمون، شخص بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، با یک صدای کوتاه پاسخ میدهد.
Example:
He just grunted and continued working.
ترجمه:
او فقط صدای نامفهومی از خود درآورد و به کارش ادامه داد.
مشتقات:
grunt (verb) = با صدای کوتاه پاسخ دادن
grunt (noun) = صدای خرخر یا صدای کوتاه
5. Entitlement
معنی: حق قانونی، استحقاق، سهم یا مزایای قانونی
در آزمون، عبارت holiday entitlement به معنای «حق استفاده از مرخصی» است.
Example:
Employees are entitled to paid holidays.
ترجمه:
کارمندان حق استفاده از تعطیلات با حقوق را دارند.
نکته بسیار مهم:
be entitled to + noun
= حق داشتن / مستحق چیزی بودن
You are entitled to a refund.
شما حق دریافت وجه بازپرداختی را دارید.
6. Fringes
معنی: حاشیهها، کنارهها، مناطق دور از مرکز
عبارت on the fringes of society یعنی «در حاشیه جامعه».
Example:
Some people live on the fringes of society.
ترجمه:
برخی افراد در حاشیه جامعه زندگی میکنند.
ترکیب مهم:
on the fringes of society = در حاشیه جامعه
7. Implicitly
معنی: بهطور ضمنی، تلویحاً
Example:
He implicitly trusted his colleague.
ترجمه:
او بهطور ضمنی به همکارش اعتماد داشت.
خانواده کلمه:
implicit = ضمنی
implicitly = بهطور ضمنی
explicit = صریح، آشکار
explicitly = بهطور صریح
این جفت واژه برای کنکور بسیار مهم است.
8. Erudite
معنی: دانشمند، بسیار باسواد، فرهیخته
این واژه از کلمات نسبتاً دشوار سوالات Vocabulary آزمون بود.
Example:
He is an erudite professor of literature.
ترجمه:
او استادی بسیار فرهیخته در زمینه ادبیات است.
مترادفهای مهم:
learned = دانشمند، باسواد
scholarly = علمی، دانشمندانه
knowledgeable = آگاه و باسواد
9. Adduce
معنی: ارائه کردن، مطرح کردن، شاهد یا مدرک ارائه دادن
این واژه بیشتر در متون رسمی و دانشگاهی دیده میشود.
Example:
The lawyer adduced evidence to support his argument.
ترجمه:
وکیل برای حمایت از استدلال خود مدارکی ارائه کرد.
نکته:
adduce evidence = ارائه مدرک / شاهد
10. Exponential
معنی: نمایی، بهسرعت فزاینده
در Cloze Test آزمون، عبارت exponential increase آمده بود.
Example:
There has been an exponential increase in the use of technology.
ترجمه:
افزایش استفاده از فناوری بهصورت نمایی بوده است.
ترکیب مهم:
exponential growth = رشد نمایی
11. Immersive
معنی: غوطهورکننده، فراگیر، درگیرکننده
این واژه در توصیف محیطهای مجازی و بازیهای رایانهای آمده بود.
Example:
The game provides an immersive experience.
ترجمه:
این بازی تجربهای فراگیر و بسیار درگیرکننده فراهم میکند.
نکته:
immersive experience
یکی از ترکیبهای رایج این کلمه است.
12. Procreation
معنی: تولیدمثل، زادآوری
Example:
Procreation is an important biological process.
ترجمه:
تولیدمثل یک فرایند مهم زیستی است.
خانواده واژه:
procreate = تولیدمثل کردن
procreation = تولیدمثل
13. Perseverance
معنی: پشتکار، مداومت، استقامت
این کلمه یکی از واژههایی است که باید حتماً در فهرست لغات مهم کنکوری خود داشته باشید.
Example:
Success requires patience and perseverance.
ترجمه:
موفقیت به صبر و پشتکار نیاز دارد.
مترادف:
persistence = پشتکار، مداومت
14. Revenues
معنی: درآمدها، عواید
در آزمون، annual revenues به معنای «درآمدهای سالانه» آمده است.
Example:
The company’s annual revenues have increased.
ترجمه:
درآمدهای سالانه شرکت افزایش یافته است.
تفاوت مهم:
revenue = درآمد
profit = سود
Revenue الزاماً به معنی سود نیست.
15. Foster
معنی: تقویت کردن، پرورش دادن، توسعه دادن
در متن آزمون، foster negative effects در مقابل مفهوم جلوگیری از آثار منفی قرار گرفته بود.
Example:
Education can foster creativity.
ترجمه:
آموزش میتواند خلاقیت را تقویت کند.
ترکیبهای مهم:
foster creativity = تقویت خلاقیت
foster cooperation = تقویت همکاری
foster development = تقویت توسعه
16. Unprecedented
معنی: بیسابقه
این کلمه در متن مربوط به تغییرات اقلیمی آمده بود.
Example:
The country experienced unprecedented economic growth.
ترجمه:
این کشور رشد اقتصادی بیسابقهای را تجربه کرد.
ساختار:
unprecedented + noun
مثلاً:
unprecedented change = تغییر بیسابقه
17. Implications
معنی: پیامدها، تبعات، آثار ضمنی
Example:
Climate change has serious implications for human life.
ترجمه:
تغییرات اقلیمی پیامدهای جدی برای زندگی انسان دارد.
نکته:
implication همیشه صرفاً «معنی ضمنی» نیست؛ در متون علمی و کنکوری اغلب به معنی پیامد و تبعات است.
18. Topography
معنی: پستی و بلندیهای زمین، توپوگرافی، عوارض سطح زمین
این واژه در متن Climate Change آزمون آمده بود.
Example:
The topography of the region affects the climate.
ترجمه:
پستی و بلندیهای منطقه بر آبوهوا تأثیر میگذارد.
19. Humidity
معنی: رطوبت
Example:
High humidity makes the weather uncomfortable.
ترجمه:
رطوبت زیاد هوا را ناخوشایند میکند.
خانواده واژه:
humid = مرطوب
humidity = رطوبت
dry = خشک
20. Vastness
معنی: وسعت، پهناوری، عظمت
در متن مربوط به اقیانوس آرام، vastness به معنای «وسعت و پهناوری» آمده است.
Example:
We were amazed by the vastness of the ocean.
ترجمه:
ما از وسعت اقیانوس شگفتزده شدیم.
مترادف:
enormous size = اندازه بسیار بزرگ
21. Dismayed
معنی: مأیوس، ناراحت و نگران کردن / شدن
Example:
The news dismayed everyone.
ترجمه:
این خبر همه را ناراحت و مأیوس کرد.
خانواده:
dismay (noun) = نگرانی و ناراحتی شدید
dismayed (adjective) = مأیوس، ناراحت
22. Decry
معنی: محکوم کردن، بهشدت انتقاد کردن
Example:
The organization decried the government’s decision.
ترجمه:
این سازمان تصمیم دولت را بهشدت محکوم کرد.
مترادفهای مهم:
condemn = محکوم کردن
criticize = انتقاد کردن
23. Strait
معنی: تنگه
در متن اقیانوس آرام، the strait به معنای «تنگه» به کار رفته است.
Example:
The ship passed through the narrow strait.
ترجمه:
کشتی از تنگه باریک عبور کرد.
مراقب باشید:
strait = تنگه
straight = مستقیم
این دو کلمه از نظر تلفظ نزدیک هستند اما معنی کاملاً متفاوتی دارند.
24. Voyagers
معنی: مسافران، سفرکنندگان، جهانگردان
Example:
Early voyagers traveled across the Pacific Ocean.
ترجمه:
سفرکنندگان اولیه در سراسر اقیانوس آرام سفر کردند.
واژه مرتبط:
voyage = سفر طولانی، مخصوصاً سفر دریایی
25. Settlement
معنی: سکونتگاه، استقرار، اسکان
در متن اقیانوس آرام، human settlements به معنی «سکونتگاههای انسانی» است.
Example:
The explorers discovered several ancient settlements.
ترجمه:
کاوشگران چند سکونتگاه باستانی را کشف کردند.
کاربردهای دیگر:
settlement = توافق / سازش
settle = ساکن شدن، حلوفصل کردن
جمعبندی؛ کدام کلمات را بیشتر بخوانیم؟
اگر زمان شما برای مطالعه محدود است، پیشنهاد میکنم ابتدا این 10 کلمه را کاملاً یاد بگیرید:
| Word | معنی |
|---|---|
| competence | شایستگی، صلاحیت |
| sheer | محض، صرف |
| confide | محرمانه در میان گذاشتن |
| entitlement | حق و استحقاق |
| erudite | فرهیخته، بسیار باسواد |
| adduce | ارائه کردن مدرک |
| exponential | نمایی، فزاینده |
| immersive | فراگیر و درگیرکننده |
| perseverance | پشتکار |
| foster | تقویت و پرورش دادن |
اما نکته مهم این است که فقط معنی فارسی کلمه را حفظ نکنید.
برای مثال، اگر فقط بدانید:
foster = تقویت کردن
ممکن است در جلسه کنکور آن را فراموش کنید.
اما اگر آن را در یک ترکیب یاد بگیرید:
foster creativity = تقویت خلاقیت
و سپس در جمله ببینید:
Good teachers foster creativity in their students.
ذهن شما ارتباط بسیار قویتری با واژه برقرار میکند.
✅ روش پیشنهادی برای یادگیری واژگان سخت کنکور
برای هر کلمه سه مرحله را انجام دهید:
مرحله اول: معنی اصلی
مثلاً:
perseverance = پشتکار
مرحله دوم: یک ترکیب مهم
perseverance and patience
مرحله سوم: یک جمله
Success requires patience and perseverance.
با این روش، کلمه را نه بهصورت یک ترجمه جداگانه، بلکه بهصورت یک واحد کاربردی زبان یاد میگیرید.
نکته طلایی برای داوطلبان کنکور رشته زبان
سؤالات واژگان کنکور فقط حفظ کردن فهرستی از لغات نیستند. طراح سؤال ممکن است کلمهای نسبتاً دشوار را در یک جمله قرار دهد و شما باید با توجه به معنی جمله، ساختار، همآیی واژهها و فضای متن گزینه درست را پیدا کنید.
بنابراین بهترین روش این است که برای هر واژه این چهار مورد را یاد بگیرید:
Word → Meaning → Collocation → Example
یعنی:
کلمه → معنی → ترکیب → مثال
اگر این روش را برای واژگان سالهای مختلف کنکور انجام دهید، بهمرور با مجموعهای از واژههای پرتکرار و سطح بالای آزمون آشنا خواهید شد.
✅ سخن پایانی
کنکور رشته زبان ممکن است هر سال تعدادی واژه جدید و دشوار را وارد آزمون کند؛ اما بسیاری از واژههای مهم، مفاهیم و ترکیبهای آنها در آزمونهای مختلف تکرار میشوند. بنابراین بررسی دقیق آزمونهای سالهای گذشته یکی از بهترین روشها برای شناسایی واژگان مورد نیاز داوطلبان است.
کلمات را فقط حفظ نکنید؛ آنها را در جمله یاد بگیرید، مرور کنید و در آزمونهای سالهای گذشته دوباره ببینید.
این همان مسیری است که میتواند دایره واژگان شما را از «حفظ چند لغت» به تسلط واقعی بر واژگان کنکور تبدیل کند.
کیاوش فراهانی
مدرس زبان انگلیسی و مؤلف منابع آموزشی کنکور رشته زبان
آموزش و جزوات زبان انگلیسی یادگیری زبان انگلیسی با جدیدترین مقالات و کتاب ها



