خانه / عمومی / سفرنامه مالزی

سفرنامه مالزی

کشوری نسبتا سبز با تنوع قومی زیاد

با عرض سلام به همه سفر دوستان و بازدید کنندگان عزیز سایت. 🌹

امیدوارم بتوانم تجربیات و خاطرات سفر های خود را به ایرانیان و سایر پارسی زبانان دنیا منتقل کنم و اطلاعاتی مفید و هرچند ناچیز در اختیار شما قرار دهم تا با دانش و آمادگی بیشتری به این کشورها سفر کنند.

سفرنامه مالزی و شهر کوالا لامپور را برای شما عزیزانم می نویسم و امیدوارم که نکات آن راهنمای خوبی برای مسافران به این شهر باشد.

کوالالامپور (KL) شهری است که پس از بازدید بیشماری از دوستان، برای من بسیار آشناست. پایتخت مالزی به عنوان یک مرکز حمل و نقل بزرگ نه تنها در داخل مالزی، بلکه برای مقاصد اطراف آسیای جنوب شرقی، به دلیل سهولت نسبی دسترسی، غذاخوری های فراوان و همچنین برج های نمادین پتروناس، مدت هاست که یک مقصد محبوب بوده است. در کوالالامپور جاذبه های زیادی وجود دارد و اگر دو یا سه روز را در اینجا بگذرانید، به زودی متوجه خواهید شد که در شهر بسیار بیشتر از برج های دوقلو وجود دارد. در طول سال‌ها، فرهنگ قهوه به‌طور قابل توجهی نیز توسعه یافته است و جای خود را به کافه‌های مفهومی زیادی داده است که تقریباً هر هوس و هوس را ارائه می‌دهند. در اطراف کلان شهر، شما همچنین بخش‌هایی از فرهنگ را کشف خواهید کرد، چه در Kampung Baru یا Brickfields (هند کوچک شهر). لغو GST (مالیات بر کالاها و خدمات) همچنین خرید در کوالالامپور را به پیشنهادی قانع کننده تبدیل کرده است و مراکز خرید اطراف Bukit Bintang یا KLCC بیش از حد خوشحال هستند که این امر را ملزم می کنند.

با برنامه ریزی قبلی در تهران, سفر 9 روزه من به کشور مالزی بعد از سفر به تایلند صورت گرفت و پروازم بعد از ظهر از  شهر بانکوک به سمت فرودگاه شهر کوالا لامپور ( KLIA ) انجام شد.

سفرنامه مالزی
تصویر مانیتور جلوی صندلی در هواپیما

بعد از کنترل پاسپورت و انجام کارهای خروج و طی مسافتی حدود یک ساعت با ماشین در اتوبان در شب به هتل محل اقامت در کوالا لامپور رسیدم. هنگام انجام کارهای اتاق مبلغ 30 رینگیت مالزی به عنوان مالیات پرداخت کردم. آن ها می گفتند از اول ماه به صورت قانون درآمده و آن جا متوجه شدم که هزینه ها در مالزی بیشتر از تایلند خواهد بود. مبلغ 100 رینگیت هم به عنوان سپرده یا deposit از من گرفتند و بابت آن تا روز آخر رسید دادند.

با توجه به خستگی روز و تاریک بودن هوا در هتل استراحت کردم. سپس در اینترنت مشغول بدست آوردن اطلاعات در مورد شهر، دیدنی های آن و همچنین بهترین وسایل نقلیه در شهر شدم.

هتل
هتل محل اقامت
فضای رستوران هتل
فضای رستوران هتل

روز دوم

بعد از بیدار شدن و رفتن برای صرف صبحانه، حدود ساعت 9 صبح از طرف شرکت برگزار کننده تور برای تور نیم روز رایگان شهری رفتیم.

صبحانه بوفه هتل مای تاور
غذای هتل مالزی
بوفه صبحانه

در ابتدا ما را به معبد چینی ها به نام تین هو ( Thean Hou Temple) بردند که دو مجسمه در ابتدای ورودی آن وجود داشت که بسیار بد ساخته شده بودند و داستان هایی احتمالا دروغین از آن برای ما تعریف کردند. بعد از توضیحات راهنما وارد معبد شدیم و در آن محل مشغول عکس و صحبت با همسفران شدیم.

نمای بیرونی معبد چینی ها داخل شهر

معبد چینی های 2
حیاط معبد

ناگهان تعدادی هواپیمای جنگی و بعد چند هلیکوپتر با آرایش خاصی از بالای سر ما عبور کردند و متوجه شدیم که سفر من با روز استقلال و جشن آن ها مصادف شده است و خود این موضوع برای من از معبد بیشتر جذابیت داشت. از بالای معبد دید خوبی به شهر داشت که نسبتا جالب بود.

بالاترین نقطه دید معبد چینی ها به سمت شهر کوالا لامپور

پس از بازدید از معبد به سمت مقصد بعدی به نام (National Monument) یا یادبود ملی بردند. در آنجا بنای یادبودی از کسانی که برای آزادی مالزی کشته شده بودند وجود داشت که در کنار باغی زیبا بود و عکس یادگاری گرفتیم. این بازدید حدود 45 دقیقه زمان برد.

Tugu Negara یک بنای تاریخی ملی است که یادبود کسانی است که در مبارزات مالزی برای آزادی، به ویژه در برابر اشغال ژاپن در طول جنگ جهانی دوم و وضعیت اضطراری مالایی، که از سال 1948 تا 1960 ادامه داشت، جان باختند. این در پایتخت فدرال، کوالالامپور واقع شده است. خانه های پارلمان مالزی در نزدیکی این بنای تاریخی واقع شده است.

مجسمه یادبود استقلال
مجسمه یادبود استقلال
محوطه یادبود ملی
محوطه یادبود ملی


بعد از سوار شدن در اتوبوس به همراه سایر همسفران به سمت کارخانه شکلات سازی کوچکی رفتیم به امید دیدن روند تولید اما چیزی بیش از یک فروشگاه نبود و روش های تولید را به طور مستقیم نشان نمیدادند. به جای نشان دادن مراحل تولید، فقط محصولات را نشان می دادند و کمی نسکافه و شکلات تست کردیم. به نظرم شکلات های ایران خوشمزه تر هستند و قیمت آن ها نیز مناسب نبود. قشنگ ترین چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد تعدادی قوری قدیمی بود.

بعد از دیدن فروشگاه شکلات به رستورانی ایرانی رفتیم و جوجه کباب بسیار خوبی خوردیم و این گشت حدود ساعت  سه و نیم ظهر به پایان رسید. بعد پیاده از رستوران به سمت خیابان اصلی رفتم و از یک سوپری یک سیم کارت خریدم و آنرا شارژ کردم. شروع به قدم زدن در خیابانی نسبتا شلوغ و ابری کردم. بالای سرم محل عبور ترن هوایی بود. مغازه ها و فروشگاه های زشت و زیبای زیادی کنار هم می دیدم که در میان برج های بلند احاطه شده بودند. حس غریبی داشتم.

در مسیر برگشت به هتل که از روی گوگل مپ آن را مشاهده می کردم، دست فروش های هندی و بازارچه های کوچک می دیدم. نوشیدنی های محلی که اغلب خیلی شیرین بودند و رنگ های مختلفی داشتند را امتحان کردم. سپس به هتل رفتم و در استخر آن شنا کردم و شب را به پایان رساندم.

روز سوم

بعد از صرف صبحانه در هتل و با توجه به اطلاعاتی که در اینترنت به دست آورده بودم , به سمت نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس های گردشگری به نام هاپ آن هاپ آف (Hop on Hop off) که حدود 15 دقیقه پیاده زمان برد حرکت کردم.

این اتوبوس ها دو طبقه و خوش رنگ هستند و در تمام مکان های دیدنی که حدود 23 ایستگاه است توقف می کنند. قیمت این بلیط ها 45 رینگیت بود و با توجه به زمانی که روی بلیط درج شده از 24 ساعت تا 48 ساعت می توانید از آن استفاده کنید. فاصله زمانی بین اتوبوس ها حدود 30 دقیقه بود و بعد از تهیه بلیط و سوار شدن و رفتن به طبقه دوم اتوبوس و دیدن نقشه بازدید از شهر آغاز شد. در هنگام عبور از مکان های توریستی توضیحاتی از طریق بلند گویی که در تصویر می بینید به زبان انگلیسی برای توریست ها داده می شد.

اتوبوس های دو طبقه هاپ آن هاپ آف

نقشه ساده ایستگاه های اتوبوس های گردشگری که امیدوارم براتون مفید باشه.

نقشه گردشگری
نقشه اتوبوس های گردشگری

ابتدا در ایستگاه KLCC که برج های معروف پتروناس در آن محل قرار داشت رفتم . مهم ترین هدف سفرم دیدن این برج دو قولو و شکوه آن بودکه به نوعی سمبل کشور مالزی در ذهن ها است. برج ها 452 متر ارتفاع دارند و در 88 طبقه هستند که با یک پل میانی در طبقه 41 به یکدیگر متصل می شوند. با خریدن بلیط می توانید روی آن بروید و عکس های زیبایی به خصوص در تاریکی شب از شهر بگیرید. رو به روی برج، استخر کوچکی بود که فضای این محل را لطافت داده بود. در پایین برج مرکز خرید سوریا وجود داشت که به دلیل قیمت های بالا محل مناسبی برای خرید من نبود.

پس از بازدید برج های پتروناس سوار اتوبوس شدم و به  ایستگاه KL Tower رسیدیم.در این ایستگاه برجی بلند شبیه برج میلاد ساخته شده بود و به آن برج کی ال گفته می شد و به گرفتن عکس های یادگاری از داخل اتوبوس بسنده کردم.

KL Tower

در حالی که قطعاً می توان از بسیاری از هتل ها مناظر خط افق شهر را تماشا کرد، بازدید از این برج قطعاً همچنان توصیه می شود و این در درجه اول به دلیل جعبه آسمان آن است. یک جشن بصری برای کسانی که به دنبال عکس‌هایی با ارزش اینستاگرام هستند، جعبه آسمان در اصل یک قفس شیشه‌ای است که از عرشه دیدبانی برج امتداد می‌یابد. ساختار شیشه ای (کف، دیوار، سقف) احساس معلق بودن در هوا را می دهد.

برج مخابرات
برج مخابرات شهر کوالالامپور

بعداز عبور از چند ایستگاه در ایستگاه China Town یا پتالینگ استریت پیاده شدم. امیدوار بودم که در این محل با توجه به اسم آن با فرهنگ چینی های مقیم مالزی آشنا بشوم اما دریغ از دیدن حتی یک فرد چینی در این محل. این محل مانند دو خیابان است که مانند چهار راه یکدیگر را قطع کرده اند و بازاری پر از هندی ها, دکه ها  و مغازه هایی است که کالاهای بنجل و نسبتا ارزان می فروشند. هوای آن بسیار گرم و شرجی بود و زیاد جالب نبود. این چیزی نبود که من از یک محله قدیمی انتظار داشتم. با این وجود دیدن هر جایی برای یک بار خالی از لطف نیست اما کلا 25 سال است که صاحب تمدن شده اند و نباید انتظار خاصی از این کشور داشته باشید.

محله چینی های بدون هیچ فرد چینی

بعد از حدود یک ساعت و نیم در این محله سوار اتوبوس شدم و بعد از عبور از چند ایستگاه مانند ایستگاه قطار و مترو و موزه ملی به ایستگاه کاخ پادشاهی رسیدم و از شانس بد اجازه ورود به توریست ها را به دلیل حضور پادشاه ندادند و خسته به سمت ایستگاه اتوبوس برگشتم.

نمای کاخ ریاست جمهوری
ورودی کاخ پادشاهی

ناگهان تصمیم گرفتم که از شدت خستگی، بازدیدها را متوقف کنم و به سمت هتل برگردم. برای نهار به رستورانی نزدیک هتل رفتم و یک غذای تند مانند چلو ماهیچه خودمون به قیمت 22 رینگیت با نوشیدنی خوردم که بسیار هم لذیذ بود. غذاهای مالزی به دلیل اکثریت مسلمان اغلب حلال هستند و غذای اصلی آن ها هم برنج می باشد که با افزودن ادویه های مختلف رنگ و طعم آن تغییر می کند و جلوه زیبایی دارند. اغلب غذا ها هم تند هستند و باید به این نکته توجه کنید.

چلو ماهیچه
چلو ماهیچه مالزیایی

بعد از ناهار که عصر خوردم به سمت  هتل برگشتم . بعد از استراحت , دوباره در خیابان های اطراف که پر از هندی بود مشغول گشت و گذار شدم و بعد از خرید میوه و نوشیدنی کافی به هتل رفتم و برای فردا برنامه ریزی کردم.

فروشگاه
قفسه های مرتب و رنگین فروشگاه

روز چهارم

با توجه به اینکه هنوز 24 ساعت از بلیط اتوبوس گردشگری وقت باقی مانده بود , بعد از صرف صبحانه در هتل به سمت ایستگاه آن حرکت کردم و باید مکان هایی را که دیروز فرصت دیدن آن ها را نداشتم را بازدید می کردم.

اولین مقصد امروزم محله هند کوچک ( little India ) بود. پس از پیاده شدن از اتوبوس از یک دروازه کوچک که مجسمه های فیل روی آن بود و در وسط دو لاین خیابان قرار داشت عبور کردم و به سمت دیگر خیابان رفتم.

این محله یک خیابان دو طرفه داشت که در پیاده روی دو طرف، رستوران های هندی و بسیار شلوغ و نسبتا کثیف قرار داشت. همچنین مغازه هایی که پارچه ها و پیراهن های نخی یا دست فروشانی که شیرینی می فروختند زیاد بودند. در قسمتی از خیابان بازارچه ای کوچک هم بود که در آن گل ها را تزیین میکردند و بوی عود یا چنین چیزی در آن محل به مشامم می خورد. حدود یک ساعت در این محل مشغول بازدید و دیدن سوغاتی ها بودم. این محله جذابیت خاصی نداشت و اگر به دنبال چیز خاص هستید بهتر است در این ایستگاه وقت تلف نکنید.

محله هندی ها 1
شیرینی های رنگین محلی در پیاده رو

بعد از بازدید از هند کوچک ( Little India ) به ایستگاه برگشتم و با آمدن اتوبوس به سمت ایستگاه Lake Garden ( باغ دریاچه ای) و Orchid Garden ( باغ ارکیده ها) رهسپار شدم. از چند مکان های توریستی دیگر عبور کردم تا به این ایستگاه رسیدم. تعدادی از توریست های خارجی هم بعد از صحبت با من در این ایستگاه پیاده شدند.

چند قدمی که راه رفتیم یک ماشین قطار مانند، کنار ما توقف کرد و به ما گفت اگر تمایل داریم با خرید بلیط آن به ارزش 20 رینگیت می توانیم بین استگاه های این باغ بزرگ به وسیله آن به صورت نا محدود تردد کنیم. وقتی دیدم توریست ها پشت سر من جمع شدن و تعداد ما 7 نفر است با او چانه زدم و از او تخفیف گرفتم. نهایتا قرار شد نفری 15 رینگیت بدهیم. در این لحظه به ذهنم رسید که به او بگویم من لیدر هستم و نباید از من پول بگیرد و با شوخی و خنده قبول کرد و از من پولی دریافت نکرد.

بعد از 5 دقیقه به باغ ارکیده ها رسیدیم و عکس های زیبایی گرفتیم و حدود یک ساعت در این پارک مشغول عکاسی و گشتن بودیم.

باغ گیاه شناسی مکانی عالی برای بازدید در کوالالامپور بود. بنابراین برخلاف پارک های پرندگان و بوم گردی، نیازی به بلیط نیست! من از مناظر سبز عالی همراه با دریاچه زیبا لذت بردم ❤️باغ بسیار آرام و مجهز بود تا صبح ها ورزش و دوچرخه سواری کنم. من همچنین از دیدن بسیاری از درختان از انواع مختلف با بارکد روی آنها که انواع کمیاب آنها را توضیح می دهد لذت بردم! یک مینی‌بوس روباز آنجا بود که پول کمی دریافت می‌کرد تا اگر تا به حال احساس خستگی کردید که خودتان آن را پیاده‌روی کنید، یک گشت خوب در اطراف پارک به شما می‌داد. پارک فوق‌العاده‌ای که می‌توانید از آن لذت ببرید

باغ گیاه شناسی
حوض های زیبای باغ گیاه شناسی

ارکیده قرمز
ارکیده های بهشتی

بعد از بازدید از پارک ارکید منتظر آمدن ماشین قطار مانند شدیم و با آن به سمت پارک دریاچه رفتیم. جای زیبایی بود و در آن جا گونه های مختلفی از گیاهان و درختان را نگه داری می کردند. عروس و داماد هایی هم دیدم که در آنجا مشغول فیلم برداری و عکاسی بودند و محیط روحبخش و دل نوازی داشت. دریاچه کوچکی هم در آن بود که یکی دو قایق کوچک هم در آن بود و هیچ کس از آن ها استفاده نمی کرد. حدود دو ساعت در این پارک مشغول گشت و گذار شدیم.

عروس و داماد
دیدن عروس و داماد جوان در حال عکاسی در باغ
گیاهان باغ
انواع گیاهان دارویی و غیره در باغ گیاه شناسی
دریاچه باغ گیاه شناسی
دریاچه باغ گیاه شناسی

بعد از گشتن در این پارک با آن ماشین قطار مانند و راننده با نمک، به سمت ایستگاه بعدی که مسجد ملی ( National Mosque) نام داشت رفتم. در این مسجد باید لباس مناسب داشته باشید که به دلیل گرم بودن هوا من با خود به همراه نداشتم.

راننده
راننده وسیله نقلیه در پارک که کلی رفیق شدیم

در قسمت ورودی مسجد ملی چون شلوارک به داخل ممنوع بود، لباسی مناسب شبیه دامن به من دادند و نحوه بستن آنرا به من آموزش دادند. با آن از پله ها بالا رفتم و وارد صحن آن شدم. تعدادی نمازگزار مشغول عبادت بودند و من حدود یک ساعت را در این محل زیبا و مقدس سپری کردم. وقتی در مسجد نشسته بودم یک گنجشک کنارم آمد و کنارم ماند و یکی از روح نواز ترین لحظات زندگیم در آنجا را برایم رقم زد.

نمای بیرونی مسجد ملی
ورودی مسجد ملی
نمای داخل مسجد ملی
داخل مسجد ملی و تعدادی نماز گزار در حال اقامه

بعد از خروج از مسجد و با توجه به زمان باقی مانده از بلیط اتوبوس گردشگری ,  حدود 15 دقیقه و با نوشیدن یک آب میوه به ارزش 5 رینگیت منتظر اتوبوس شدم و در ایستگاه بعد که Dataran Merdaka نام داشت پیاده شدم.

در این میدان ، ساختمان های سنگی زیبایی وجود داشت و یک پرچم بلند به ارتفاع 1000 متر نصب شده بود. در همین محل بود که پرچم انگلیس را پایین آوردند و استقلال مالزی را اعلام کردند. در سالگرد این جشن رو به روی آن مشغول چیدن صندلی ها برای مراسم بودند. در تصویر زیر ساختمان معروف سلطان عبد الصمد را می بینید که شب ها بسیار جلوه زیبایی نسبت به روز دارد. موزه ملی و باشگاه سلطنتی نیز در این محل قرار دارند.

باشگاه سلطنتی کوآلا لامپور
باشگاه سلطنتی
موزه سرامیک
موزه ملی سرامیک

میدان استقلال (مالایی: Dataran Merdeka) میدانی است که در کوالالامپور مالزی واقع شده است. روبروی ساختمان سلطان عبدالصمد واقع شده است. قبلاً با نام Selangor Club Padang یا به سادگی Padang (به معنای “زمین” در زبان مالایی) شناخته می شد و به عنوان سبز کریکت باشگاه Selangor (در حال حاضر باشگاه سلطنتی Selangor) استفاده می شد. در اینجا بود که پرچم اتحادیه پایین آورده شد و پرچم مالزی برای اولین بار در نیمه شب 31 اوت 1957 به اهتزاز درآمد. از آن زمان، میدان استقلال محل معمول رژه سالانه روز استقلال بوده است.

کوآلا لامپور
چیدمان صندلی و تجهیزات جهت برگزاری جشن استقلال در کوالا لامپور

تصور می کردم که پیاده به سمت هتل راحت باشد اما نزدیک به یک ساعت طول کشید. این روز زیبا نیز با رفتن به رستوران، خوردن شام تایلندی، بعد هتل و استراحت به پایان رسید. در هتل برای گشت و گذار فردا برنامه ریزی کردم.

غذای محبوب من یعنی پد تای

روز پنجم

امروز تصمیم گرفتم که به غارهای باتو ( Batu Caves)  که تپه ای صخره ای است و دارای چند غار معروف است بروم. بنابراین بعد از صرف صبحانه در هتل با گرفتن یک تاکسی با پرداخت فقط 6 رینگیت از طریق سیستمی همانند تپسی که در آن جا فعال بود به سمت ایستگاه مرکزی مترو به نام KL Central حرکت کردم. در اینترنت خوانده بودم که بهترین وسیله برای رفتن به این غارها مترو است و کافی است در ایستگاه آخر یکی از خط ها که روی نقشه مترو بود به این محل زیبا برسم. پس از رسیدن و خروج از ایستگاه دقیقا به ورودی آن رسیدم و چشمم به کوه هایی به هم چسبیده که در امتداد کشیده شده بودند و مجسمه ای بزرگ گه زیاد هم هنری نبود افتاد.

در حالی که اکثر مردم توصیه می کنند صبح به غارهای باتو بروید، ترجیح و پیشنهاد شخصی من این است که این کار را در بعدازظهر انجام دهید. این مخصوصاً اگر قصد دارید از مجسمه غول پیکر بیرون از خانه که صبح در مقابل خورشید قرار دارد عکس بگیرید. غارهای باتو که در ایالت سلانگور واقع شده است، یکی از محبوب ترین زیارتگاه های هندو در خارج از هند است. 272 پله شما را به داخل غار و معبد موروگان می برد. اگر قبلاً به غارهای باتو رفته‌اید اما در 4 سال گذشته به آن بازنگشته‌اید، برای پله‌های رنگارنگی که وقتی با دوربین زوم از دور گرفته می‌شوند بسیار زیبا به نظر می‌رسند، ارزش بازگشت دارد.

کمی جلوتر رفتم و با دیدن عبادتگاهی در پایین کوه که دارای پله بود به راهم ادامه دادم.در کنار آب نمای بزرگ که نمای زیبایی در امتداد کوه داشت, نارگیلی خنک میل کردم و در همان هنگام بارانی شروع به باریدن گرفت.

سرانجام به فضای اصلی رسیدم. مجسمه ای طلایی رنگ و بزرگ که الهه هندو ها بود و به آن لورد مورگان می گویند در این محل قرار داشت. در کنار آن 272 پله وجود داشت که به سمت غار معبد می رفت و بالا رفتن از آن ها برای افراد مسن شاید در هوای شرجی کمی دشوار باشد. البته نه برای جوون های قدیم ایرونی خودمون.

مجسمه طلایی
مجسمه طلایی معروف غارهای باتو در کوالالامپور

هنگام بالا رفتن از پله ها تعداد زیادی میمون در حال بازی و بالا و پایین رفتن و گرفتن غذا از توریست ها بودند. از نزدیک کنار آن ها بودم. البته باید توجه کنید که ممکن است ناگهانی موبایل یا کیف دستی شما را ببرند اما ریسک عکاسی رو پذیرفتم و لحظات زیبایی رو به یادگار گرفتم.

میمون ها
بازی و حضور گسترده میمون ها در پله ها به سمت غار

با کمی تلاش به بالای پله ها و ورودی غار اصلی رسیدم. ابتدا چند پله به سمت پایین رفتم و هوای خنک غار در هوای شرجی شهر بسیار لذت بخش بود و خستگی پله ها را از بین می برد. در گوشه کنار غار مجسمه هایی نه چندان زیبا به چشم می آمد که اصلا تعریفی نبودند. برای من جای سوال داشت که با وجود این همه توریست چرا از اساتید ماهر برای خلق آن ها استفاده نشده است. بعد از چند متر پیاده روی دوباره به تعدادی پله رسیدم و وقتی از آن ها بالا رفتم یک معبد کوچک دیدم که هندو ها در آن مشغول نیایش بودند. بالای سر معبد , دهانه غار رو به اسمان بود و زیبایی خاصی به این مکان داده بود و از حضورم در این محل احساس خوب و شادی داشتم.

ورودی غار

ورودی معبد بالای پله ها و هوای بسیارخنک و لذت بخش

ورودی چند پله پایین می رفت و فضای بسیار خنک خاطره انگیزی در هوای شرجی و گرم و بعد از آن همه پله را فراموش نمیکنم. داخل غار روی دیواره ها تعدادی مجسمه های رنگی گذاشته بودند و یک معبد در انتهای آن بود که موسیقی هندی پخش میکرد و در انتهای غار هم چند پله وجود داشت به سمت بالا با سقفی باز رو به آسمان.

غار باتو 2
انتهای غار با سقفی باز رو به آسمان

بعد از حضور در غار و کمی استرحت به سمت پله ها بازگشتم . در مسیر پایین آمدن ورودی غار دیگری را دیدم که توریست ها به سمت آن می رفتند و اسم آن Dark Cave بود. این غار بسیار تاریک بود و برای ورود به آن باید بلیط تهیه می کردیم و خود را برای مواجه شدن با انواع حیوانات غار نشین مانند مار , عنکبوت , خفاش و ……. آماده می کردیم.

من نیز به همراه گروهی و راهنما وارد آن شدم. البته در ابتدا کمی استرس زا بود ولی بعد رفع شد. عکسی از  ورودی , خروجی آن به سمت شهر  و تابلوی قبل از ورود برایتان می گذارم. لحظات جالبی بود و به همه این محل رو پیشنهاد می کنم به خصوص ترسو ها.

پله های غار باتو
نمای پله های غار های باتو از بالا به پایین

بعد از بیرون آمدن و پایین آمدن از پله ها هوا تقریبا تاریک شده بود. از پله ها پایین آمدم و به ایستگاه مترو رفتم . ابتدا به ایستگاه KL Central برگشتم و با تاکسی به سمت هتل رفتم. قبل از رفتن به هتل ، رو به روی آن یک رستوران هندی با منوی باز وجود داشت. با متصدی هندی با نمکی که سرش را نیز هنگام حرف زدن خیلی تکان می داد حرف زدم .

به پیشنهاد در رستوران هندی ها برنج با مرغ تند خوردم که بسیار هم لذیذ بود ولی به همه پیشنهاد نمیدم. آنقدر تند بود که مرغ ها به رنگ قرمز درآمده بودند. قیمت یک پرس برنج و مرغ با نوشیدنی 11 رینگیت بود. خیس عرق شدم و کلی نوشیدنی خوردم تا طعم تند آن را فراموش کنم. خخخخخ. سر انجام این روز زیبا و پر از لحظه های خوب هم به پایان رسید.

غذای تند
مرغ قرمز رنگ تند

روز ششم

امروز تصمیم گرفتم تا بعد از صرف صبحانه به مسجد جامع بروم که با استفاده از گوگل مپ در موبایل حدود 20 دقیقه با پای پیاده از هتلم فاصله داشت. برای رسیدن به مسجد از بازارچه هندی ها که جنس های چینی ارزان می فروخت دیدن کردم  و سوغاتی هایی گرفتم. وقتی به مسجد زیبای جامع رسیدم محو زیبایی آن شدم و با اجازه نگهبانی چون لباسم برای ورود مناسب نبود ,  چند عکس از بیرون مسجد گرفتم.

مسجد باشکوه جامک، مجموعه وسیعی است که برخی ویژگی های مشابه با ساختمان سلطان عبدالصمد دارد. این مسجد خارج از اوقات نماز برای عموم باز است و ارزش بازدید را دارد. برای قدردانی از معماری مجموعه به طور کلی، پیشنهاد می کنم تا ایستگاه مونوریل مجاور آن بالا بروید. برای رسیدن به یک نقطه بالاتر، باید بلیط بخرید. MYR 1 حداقل قیمت بلیط است، اما منظره از آنجا قطعاً بسیار بیشتر از این ارزش دارد.

مسجد جامع 1
حیاط مسجد جامع
مسجد جامع 2
نما و آجر های بسیار زیبای مسجد

بعد از بازدید از مسجد جامع با استفاده از نقشه گوگل مپ به سمت خیابان معروف بوکیت بین تنگ ( Bukit Bintang ) حرکت کردم .این خیابان قلب تپنده شهر تا شب است و توریست ها در آن موج می زنند. برج های سر به فلک کشیده و صدای ترن هوایی جلوه عجیبی به این منطقه داده بود و پر از فروشگاه های بزرگ، مراکز خرید، رستوران و صرافی بود. قیمت صرافی های آن برای تغییر واحد پول هم بسیار مناسب بود. بعد از کلی پیاده روی و گشتن در خیابان با گرسنگی زیاد , رستورانی را انتخاب کردم و غدای متفاوتی در آن جا امتحان کردم.

بقیه بعد از ظهر را در کوالالامپور و در شلوغ ترین منطقه آن، بوکیت بینتانگ بگذرانید. حتی اگر به سایر مناطق خرید در آسیای جنوب شرقی مانند سوخومویت بانکوک یا جاده باغ سنگاپور رفته باشید. بوکیت بینتانگ به دلیل بی‌شمار مارک‌های خیابانی و عناصر فرهنگ خاورمیانه‌ای هنوز ارزش دیدن دارد. مراکز خرید شامل Lot 10، Sungei Wang و Pavilion هستند. کوالالامپور همچنین یک مقصد محبوب برای مردم کشورهای عربی است و در بسیاری از موسسات اینجا طعم و مزه اسلامی متمایز را خواهید یافت.

جای همه شما خالی تا شب در این خیابان مشغول تفریح و گشت و گذار شدم. در حقیقت تنها خیابان مناسب جوانان این خیابان بود.

بوکیت بینتنگ 1
خیابان بوکیت بین تنگ
رستوران بوکیت بینتنگ
برنج های رنگین در رستوران

روز هفتم

سرانجام به جای خنک و خوش آب و هوای سفرنامه مالزی رسیدیم. امروز برای ساعت 10 بلیط اتوبوس گنتینگ را داشتم تقریباً ساعت 9 از هتل راه افتادم به ایستگاه Bukit Bintang  مونوریل رفتم و ایستگاه آخر یعنی Kl Centeral  پیاده شدم چون ایستگاه مونوریل خارج از ترمینال اصلی بود و عجله داشتیم کمی گیج شدم و از یکی از نگهبان ها پرسیدیم با ما اومد و یک درب از یک گوشه ای را باز کرد و ما مستقیماً رو به روی ایستگاه گنتینگ سردرآوردیم .تقریباً یک ربع زودتر رسیدم و روی صندلی منتظر اتوبوس نشستم راس ساعت 10 اتوبوس حرکت کرد طول مسیر یک ساعت بود. وقتی رسیدم به سمت تله کابین حرکت کردم چند طبقه بالا رفتم و به ورودی تله کابین رسیدم.

یک نکته منفی تله کابین این بود که گنجایش کابین‌ها زیاد بود و مجبور بودیم با آدم‌های دیگه‌ای سوار شویم داخل کابین ما به غیر از من چهار نفر دیگر هم سوار شدند. خیلی زود به ایستگاه دوم یعنی معبد چین سویی رسیدم تعداد زیادی پله برقی سوار شدم تا به معبد رسیدم . خیلی زیبا بود باد با شدت زیادی می‌وزید در حدی که احساس می‌کردم هر لحظه زمین بخورم. ولی  هوا خیلی سرد نبود اتفاقاً هوای خنک و مطلوبی بود. به سمت مجسمه بودای نشسته رفتیم و تعدادی عکس گرفتم و بعد به سمت مجسمه‌های بهشت و جهنم رفتم که به ترتیب عذاب های جهنم برای گناه‌های مختلف را نشان می‌داد و در آخر هم به بهشت می‌رسید.

آب و هوای آنجا واقعاً عالی بود و دل کندن از آنجا واقعاً سخت بود. بعد از یک ساعت به سمت ایستگاه تله کابین رفتم و ایستگاه آخر پیاده شدم. به نظرم شهربازی نیز در سال 2020 افتتاح شود. در ایستگاه آخر وارد یک مرکز خرید شدیم که طبقات پایین آن شهربازی و کازینو بود به سمت شهربازی رفتم و ورودی کازینو را پیدا کردم. محیط کازینو خیلی خاص و جذاب بود اکثر آدم‌ها در آنجا مسن بودند.

هنگام خروج از کازینو دستگاهی را دیدیم که به صورت رایگان چای و قهوه می‌داد. بعد از خوردن چای یک دستگاه مشابه دیگری دیدیم که صفی طولانی داشت کنجکاو شدیم که بفهیم چه دستگاهی است. با کمال تعجب فهمیدیم که این صف طولانی برای آب رایگان بود! در صورتی که برای چای و قهوه صفی وجود نداشت. بعد از دیدن کازینو کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداشتیم. چندتا رستوران و فست فود دیدم.

نمای گنتینگ
ارتفاعات گنتینگ
معبد سویی
معبد سویی
تله کابین و مناظر

بلیط اتوبوس برگشت برای ساعت 6 بود و برنامه ریزی کرده بودم که ساعت 4:30 سوار تله کابین بشویم و به مرکز خرید ایستگاه اول برویم ولی ساعت تازه 3 بود. تصمیم گرفتم کمی داخل مرکز خرید بگردم، با گشتن در مرکز خرید تازه فود کرت آنجا را پیدا کردم. داخل فودکرت راهی پیدا کردم که به یک فضای تراس مانند راه داشت و با کلی خوشحالی به تراس رفتم به معنای واقعی وارد ابرها شدیم رطوبت ابرها را حس می‌کردم . خیلی زیبا بود کمی آنجا نشستم و لذت بردم. بعد به سمت تله کابین راه افتادم . تله کابین مسیر برگشت بهتر بود چون مستقیم به ایستگاه اول می‌رفتیم و زمان بیشتری را داخل تله کابین گذراندم.

ساعت حدود 5 به مرکز خرید outlet رفتم و با دیدن یکی دوتا مغازه فهمیدم که اشتباهی در سفر داشتم. اول اینکه چرا وقت کمی برای دیدن اینجا گذاشتم و دوم اینکه چرا پول کمی همراه خودمان آوردم. تمامی برندها آنجا شعبه داشتند و تخفیف های اساسی داشتند حتی بعضی از اجناس بیشتر از 50% تخفیف داشتند. به سمت ایستگاه اتوبوس رفتیم. اتوبوس یک ربع دیرتر یعنی ساعت 6:15 رسید. سوار اتوبوس شدیم. البته داخل اتوبوس از خود گنتینگ سردتر بود!

با اتوبوس به ایستگاه سنترال رفتیم و بعد به هتل و از شدت خستگی تا فردا بیهوش شدم.

روز هشتم

امروز با توجه به زمان سفرم , بعد از صرف صبحانه به قصد خرید از هتل بیرون رفتم و در فروشگاه بزرگی در چند طبقه به نام جکل مال( Jakel Mall ) نزدیک هتل بعد از ساعتی جستجو , پیراهن های نخی و خنک زیبایی که علاقه خاصی به آن ها دارم را پیدا کردم و هر کدام را با کلی چک و چونه به قیمت 130 رینگیت خریدم. به نظرم بهترین سوغاتی برای خانواده از مالزی بود و به همه پیشنهاد می کنم.

سوغاتی ها
خرید سوغاتی
غذاهای هندی
رستورانی جذاب هندی ها در خیابان هتل

پس از صرف غذا به سمت خیابان بوکیت برای گشت و خرید در فروشگاه های بزرگ رفتم و بعد از خرید و دیدن فروشگاه های بزرگی مانند lot 10 , Pavilion, Low Yat Plaza که فروشگاه لو یات پلازا مخصوص لوازم الکترونیکی و لپ تاپ و کامپیوتر و …… بود به سمت خیابان معروفی به نام جلان آلور رفتم که به بهشت غذا ها معروف بود. این خیابان در حد شهرتی که داشت نبود ولی دیدن آن خالی از لطف نیست. بارانی هم می آمد و هوا را لطیف کرده بود.

برای تجربه یک شام در اتمسفر، در یکی از غرفه‌های غذا در Jalan Alor غذا بخورید و از فرهنگ دستفروش KL نمونه بگیرید. چیزهایی که در اینجا باید امتحان کنید عبارتند از char kway teow، bak kut teh و صدف سرخ شده. این منطقه به‌شدت مورد بازدید گردشگران است، اما همچنان می‌توانید غذاهای محلی بسیار خوشمزه‌ای برای خود تهیه کنید. اگر به دنبال یک مکان ماساژ خوب و مناسب در این نزدیکی هستید، می‌توانید از ماساژ تای چاانگ (روزانه از ساعت 12 بعد از ظهر تا 10 شب) دیدن کنید تا عضلات خسته را تسکین دهید. درمانگران از تایلند می آیند.

در این خیابان می توانید انواع غذا های مالایی , چینی , تایلندی و ….. را امتحان کنید و غذاهای جدیدی را با چشم خود ببینید. از خوردن غذاهای جدید نترسید و حداقل یک بار آن ها را امتحان کنید. من هم در یک رستوران نشستم و غذایی را امتحان کردم.

خیابان جلان آلور
خیابان جلان الور باران زده
غذاهای مالزی
انواع کوفته های چینی
کوفته های چینی
کوفته های چینی

بعد از صرف غذا و نوشیدنی ها با یک تاکسی از طریق اپلیکیشن به سمت هتل  آخرین مرکز خرید به نام سنترال مارکت ( Central Market) رفتم. در این مرکز خرید ماسک های چوبی و فلزی و سوغاتی های چوبی مختلف را می توانید به عنوان یادگاری از این کشور با قیمت مناسب خرید کنید. اجناس این فروشگاه قدیمی در هیچ کجای شهر یافت نمی شود و حتما به شما دیدن آن را پیشنهاد می کنم. قیمت ها از 15 رینگیت به بالا بود.

برای کمی خرید، به بازار مرکزی نزدیک (روزانه از ساعت 10 صبح تا 6 بعد از ظهر)، یک ساختمان آرت دکو پر از فروشگاه‌هایی که انواع کالاها از جمله لوازم خانگی، پوشاک و سوغاتی را می‌فروشند، بروید. مسلماً این مکان کاملاً توریستی است، اما برای صنایع دستی و سوغاتی های محلی، محدوده اینجا به سختی قابل شکست است.

سنترال مارکت1
ورودی بازار سنترال مارکت
سنترال مارکت 3
راه روی فروشگاه
مغازه ای جذاب برای سوغاتی
سنترال مارکت 4
ماسک های جذاب هنری

 این روز پر خاطره را با نوشیدن نارگیل نزدیک سنترال مارکت و رفتن به سمت برج های دوقلو و دیدن آب نمای پارک نزدیک آن به اتمام رساندم.

نارگیل فروشی
دکه نارگیل فروشی
فواره ها
رقص فواره ها

روز نهم

روز آماده شدن برای برگشت به کشور عزیزم بعد از حدود یک ماه سفر به دو کشور تایلند و مالزی فرا رسید و کلی دلم برای تهران با همه آلودگی هاش تنگ شده بود. بعد از خداحافظی با کارکنان مهربان هتل به فرودگاه شهر کوالا لامپور(KLIA) رفتم و از آنجا به ابوظبی و بعد به تهران بازگشتم. این سفر رنگارنگ و پر از تجربه های جدید و خاطراتی طلایی به پایان رسید و صفحاتی دیگر از دفتر زندگی را پر کردم.

کارمندان مهربان هتل
ماکت های جذاب داخل فرودگاه
مانیتور پشت صندلی هواپیما

دیدگاهی خلاصه نسبت به شهرکوآلا لامپور

 1. از دید من مالزی کشوری آزاد است وفرهنگ آن ها ترکیبی از هندی ها, چینی ها و مالایی ها می باشد. همه ادیان با آرامش در کنار هم زندگی می کنند . این موضوع و توریست در کنار صنعت الکترونیک باعث پیشرفت اندک آن ها شده است.

خود خارجی ها و گردشگران هم وقتی به کشوری مسلمان سفر می کنند لباس مناسب می پوشند و احترام مکان های مذهبی را نگه می دارند.

2. به نظرم خرید در مالزی بر خلاف آنچه شنیده بودم ارزان نبود و تنوع زیادی نداشت.

3. شهر پر از هندی ها بود؛ گویی به هندوستان آمده ام. شب ها خیابان های فرعی امنیت کافی ندارند و حتی امکان سرقت وسایل وپاسپورت شما زیاد است.

4. بهترین وسیله گردش اتوبوس های گردشگری می باشد اما اگر تعداد شما زیاد باشد تاکسی در داخل شهر ارزان و کرایه آن نهایت تا 11 رینگیت است.

5. متاسفانه نوعی سوسک ریز در کل شهر پخش است و در همه جا دیده می شوند. به نظر من نتوانستند آن ها را ریشه کن کنند و از روز اول در همه جای شهر قابل مشاهده است.

6. مردمانی آرام و به دور از هیاهو دارد.

7. در کوالا لامپور هوا اکثرا ابری و دل گیر است. شهرتقریبا صنعتی و اداری است.

امیدوارم توانسته باشم کمکی هر چند کوچک برای سفر های شما هم وطنان عزیزم کرده باشم.                       

به امید داشتن کشوری با هوای پاک , شاد و پر از توریست و رونق اقتصادی

youtube logo 2
معرفی وب سایت 2
معرفی وب سایت و خدمات ما

درباره ادمین زبان انگلیسی

بیست و یک سال سابقه آموزشی, تالیف بیش از 28 عنوان کتاب رسمی و نوشتن 200 مقاله زبان انگلیسی سطوح مختلف.

حتما ببینید

سفرنامه بانکوک

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس              …

11 نظرات

  1. عالی بود لذت بردیم‌. بسیار ساده و روان.انگار خودم انجا بودم. به امید سفرهای بیشتر

  2. عکس های قشنگ و بسیار کامل بود‌ یاد سفر خودم به مالزی افتادم

  3. عکس های زیبا و قشنگی گذاشتین.لذت بردم و یاد سفر خودمون افتادم.تشکر…..

  4. بسیارجالب بود مخصوصا باغ ارکیده ها و خرید لباس های خوشرنگ☺🌹 ممنون بابت به اشتراک گذاشتن این سفرنامه ی زیبا🌹

  5. it was nice I liked it

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

youtube logo 2
صفحه یوتوب ما را دنبال کنید.
error: Content is protected !!